الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

76

مناظرات تاريخى امام رضا ( ع ) با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر ( فارسى )

است و نه قديم . اين كه ممكن نيست ) . مگر نمى بينى جمعى از صاحب نظران در اطراف تو نشسته اند و سخنانت را مى شنوند . سپس مأمون به امام عليه السلام رو كرد و گفت : ادامه بدهيد . بالاخره او عالم علم كلام در خطهء خراسان است ! امام عليه السلام بار ديگر مطلب سابق را تكرار كرد و فرمود : اراده حادث است ؛ چرا كه هر گاه چيزى ازلى نباشد ، بايد حادث باشد و هنگامى كه حادث نباشد ، بايد ازلى باشد . سليمان : ارادهء او از اوست ، همان گونه كه سميع و بصير بودن و علم از اوست . امام عليه السلام در ازل چه چيز را اراده كرد ؟ لابد خودش را ! سليمان : نه . امام عليه السلام پس مريد مانند سميع و بصير نيست . سليمان : خودش را اراده كرد ، همان گونه كه به خودش عالم بود ! امام عليه السلام پس وجودش از طريق ارادهء او بوده است ؟ سليمان : آرى ! . . . اين جا بود كه مأمون و اطرافيانش خنديدند و امام عليه السلام نيز خنديد و عجز و ناتوانى سليمان ظاهر شد . « 1 »

--> ( 1 ) . زيرا اراد خداوند را علت وجود خداوند گرفت و ازليت او را انكار كرد و اين به سبب بن بست سختى بود كه امام عليه السلام در استدلال براى او ايجاد فرمود . .